ناصر الدين انصارى قمى
213
اختران فقاهت ( فارسى )
هستند دربستند . و اگر مأيوس شده در خيال اجماع و بلوا برآمده باشيم ، كدام عالم محترم مسموع الكلام مانده با هجوم عموم فرنگيان در بلاد ايران از راهآهن ، كدام عالمى در ايران خواهد ماند و اگر بماند جانى و نفسى داشته باشد كه يك دفعه وادينا و واملتا بگويد . اما جناب ميرزا ملكم خان يا سركار كمپانى بااينهمه اموال و اين رجال و داشتن راهى به اين سهل به بلاد عظيمهء ايران بخصوص به پايتخت ، سلطنت و دولت ، به كدام قلب و اطمينان ، چه اطمينان داريم كه در طول يك ساعت پر نكند اطراف ما را از رجال و توپ و تفنگ و غافلگير نشويم . زياده جسارت نمىشود . مجال هم نيست . اما اعلىحضرت شاهنشاهى را به باطن همان عنصرى كه محل مظهر اقتدار و سلطنت ايشان مىباشد ، قسم مىدهم كه اهتمام بر حفظ دين و دولت و دفع هر خائن از مملكت و ملت بفرماييد ، بخصوص همين شخصى را كه قرار راهآهن داده و عهدنامهء آن را بر وفق صلاح دشمن دين و دولت نوشته ، بدون اينكه از عقلاء و خيرخواهان دولت اجازات و مشورتى نمايد » . « 1 » مبارزه با فراماسونها در آن زمان كه نفوذ فرنگيان و انديشههاى غربيان در دل و جان بسيارى از زودباوران و سادهلوحان جاى گرفته بود ، و در آن ميان ميرزا ملكم خان با نشر تفكر فراماسونرى و فريفتن شمار بسيارى گوى سبقت از همگنان خويش در خوشخدمتى به بيگانگان ربوده بود ، تنها كسى كه با هوشيارى تمام ماهيت پليد ملكم را شناخت و خطر او را به شاه قاجار گوشزد كرد ، آيت اللّه ملاعلى كنى بود . مرحوم حاجى با صراحت تمام اعطاى لقب از سوى شاه به ملكم خان را اشتباهى نابخشودنى و خيانتى بزرگ برشمرد و فرمود :
--> ( 1 ) . تيمورى ، عصر بىخبرى ، ص 125 .